:(
آبجي کوچيکه گفت: زودي يه آرزو کن، زودي يه آرزو کن آبجي بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجي کوچيکه گفت: چپ يا راست؟ چپ يا راست؟ آبجي بزرگه گفت: م م م راست آبجي کوچيکه گفت: درسته، درسته، آرزوت برآورده ميشه، هورا بعد دستشو دراز کرد و از زير چشم چپ آبجي مژه رو برداشت! آبجي بزرگه گفت: تو که از زير چشم چپ ورداشتي که آبجي کوچيکه چپ و راست رو مرور کرد و گفت : خوب اشکال نداره دستشو دراز کرد و يه مژه ديگه از زير چشم راست آبجي برداشت ديدي؟ آرزوت مي خواد برآورده شه، ديدي؟ حالا چي آرزو کردي آبجي بزرگه گفت: آرزو کردم ديگه مژه هام نريزه بعد سه تايي زدن زير خنده آبجي کوچيکه، آبجي بزرگه و پرستار بخش شيمي درماني خدايا خودت شفا ببخش به چنين اشخاصي که کم هم نيستند !!!
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: